چرا ما هستیم
این نکته برای بنده ، به شخصه بسیار مهم و تاثیرگذار بود و هست که آیا شهرام همایون و هم پیمانان اش ، انگیزه ای درست ، آنطور که من و هم نسلان من بدان می اندیشند دارد ، یا خیر ، او نیز یک سرابی است که مدتی دل تشنگان راه آزادی را آرام می کند و امدیوار ، اما زمانیکه با تنی خسته و رنجور خود را در مسیر این جاده پر مخاطره جلو کشیدیم ، خواهیم فهمید که این شعار و تلاش نیز تنها یک سراب خواهد بود و حسرت جرعه ای آب را بر گلوی خشکمان خواهد نشاند !م .گرچه طی تقریبا یک سالی که این تلویزیون را مشاهده می کردم ، بیشترین و بهترین تجربیات را کسب کردم و بر دانش سیاسی و آگاهی های تاریخی ام افزوده گشت ، اما همچنان مشتاق بودم تا بدانم آخر و عاقبت این رسانه بکجا خواهد رسید و چه خواهد شد . تا اینکه شعار ما هستیم به یکباره در این رسانه مطرح شد و شخص آقای همایون خود بعنوان یک تئوریسین ، این شعار را مطرح نمود و عده ی کثیری را با خود هم داستان نمود . در ان برهه ، تلویزیون جمهوری اسلامی همه تلاشهای خود را معطوف به کانال یک نمود و تنها این یک شبکه را مورد هجوم خود قرار داد و حتا برای من سئوال بود که چگونه است که بسیاری از رسانه های به اصطلاح ضد انقلاب قدیمی نیز وجود دارند ، اما تنها این «کانال یک» است که باید مورد هجوم قرار گیرد !؟! در آن هنگام هنوز تظاهراتی براه نیفتاده بود و هنوز این شعار ابتدایی ترین روزهای خود را طی می نمود . گرچه بعدها شاهد آن بودیم که چگونه برخی از شبکه های سیاسی و به اصطلاح آزای خواه با کانال یک چنین کردند ( طبق ادعاهای کانال یک و شواهدی که گویا از صحت این برخوردها و تلاشها سخن می گویند ) و اصولا اقدامی صورت گرفت تا این شبکه از روی هاتبرد بیرون افتاده و مدتی صدا و تصویر آن تاریک گردد.م گرچه تمامی این رویدادها برای بنده حجت نبوده و نیست . تنها چیزی که برای من مفید و مهم بود ، این بود که در مقایسه این شبکه با سایر شبکه های ماهواره ای و لس آنجلسی ، این شبکه با وجود تجربیات و امکانات محدود و کم اش ، توانست بیشترین گام را جهت تحقق بخشیدن به اصول اساسی تحلیل و واقع گرایی بر دارد . یعنی به زعم بنده ، توانست کاری را کند که دایه داران و مدعیان پیش از آن حتی نتوانستند اندکی از آنها را تحقق بخشند . اینکه به مسائل تاریخی و علل خصوص تاریخ معاصر سیاسی ایران پرداختن و با کمترین غرض ( اگر کاملا بی طرفانه بنگریم ) و سوء نیت ها جهت خوراندن باورها و تحلیل های خود به بیننده ، و همچنین با آوردن شخصیت هایی که بیشترین تاثیر را بر بیننده ایرانی داشته اند و همچنین پا فشاری بر این نکته که این ایرانی است که باید حقوق خود را مطالبه کند و بر حق خویش بایستد و اندکی عقب نشینی نکند . اینکه سرمایه برنامه ها باید از طریق بیننده کسب گردد و نه یک حاکمیت خاص و یا یک دولت خارجی و یا یک و یا چند سرمایه دار و برنامه ساز نا شناس و ... که جزع بزگترین نکاتی بودند که اگر درست و حقیقی بوده باشند ( که امیدوارم چنین بوده باشند ) می توانند روزنه امیدی برای مردم دیر جوش و دل زده از سیاست و فعالیت سیاسی باشند .م شهرام همایون آهنگ درخواستی پخش نکرد و در حین دادن شعار های سیاسی ، تبلیغات شرکتهای تحت حمایت جمهوری اسلامی را پخش ننمود ! . این کاری بوده و هست که بیشترین شبکه های موسوم به ضد انقلاب سالهاست که مشغول انجام دادن آن می باشند و متاسفانه دست از چنین کارهایی هم بر نمی دارند . در شبکه او ، کسی فحاشی نکرد و سخنان چرند و بی ربط نگفت . اگر اشتباهی صورت پذیرفت و سخنی نادرست بیان شد ، یا تصحیح شد و یا از الزامات برنامه های زنده و سیاسی و اپوزوسیونی بود که به روشنی بر بیننده مشخص بود. از یک و یا چند طیف خاص سیاسی و حزب و دسته ای خاص ، حمایت نشد و مهمتر انکه برای کسی خط و مشی ترسیم نکردند . به اعتقادات و باورهای مردم توهین نشد و جای خرافات و تعصبات و تخیلات به اصطلاح مذهبی ، با روشن گری ، با نقد و بیان اصولی دینی و مذهبی ، تا حدودی تمیز داده شد و باور شخص آقای همایون این بود که بتواند جایگاه اصولی مذهب را با دعوت از دگراندیشان و باورمندان مذهبی روشن اندیش ، به مردم نشان دهد . همین نکته ساده و قابل فهم را بسیاری از شبکه ها رعایت نکردند و بسیاری از آنان مستقیما و از قصد ، طوری مورد ارزیابی قرار دادند که بعنوان دین ستیزی و مواجهه مستقیم با دین و مذهبی خاص منجر شد . کاری که هیچ کس از یک تحلیلگر سیاسی انتظار نداشته و نخواهد داشت .م با اینکه بنده فکر می کنم آقای همایون و همکاران اش ، ( دست کم بخشی از ایشان ) علاقه مند به یک رژیم سلطنتی سالم می باشند و چنین می اندیشند ، اما هیچگاه شاهد آن نبوده ام که چنین تعریفی مستقیم و بی پرده به بیننده القا شود و بعنو.ان یک تبلیغ سیاسی به مردم خورانده شود . با اینکه بسیاری از مردم در داخل کشور ، از یک شبکه ماهواره ای سیاسی ، چنین پیش زمینه ای دارند و اصولا آنها را هواداران سلطنت و رژیم پیشین می شناسند (مگر اینکه خلافش ثابت شود ! ) بنابر این بنده فکر می کنم این شبکه توانست حداقل هایی را فراهم آورد تا مخاطبان دگر اندیش و دست کم ضد سلطنت نیز همراه و هم داستان گردند و این شبکه را یاری رسانند . گرچه بنده واقعا مطمئن نیستم که این شبکه چنین رویکردی را دارد و اصولا به نظامی خاص می اندیشد اما از این نکته کاملا مطمئن می باشم که چنانچه این مسیر بخواهد ادامه یابد و این جنبش روزبروز گسترش یابد و همه آحاد ملت و گروه ها و فعالان را بخود جلب نماید ، نیازمند این است که صدای ایران و تمامی نحله های فکری و عقیدتی و حزبی و اجتماعی و فرهنگی ایران باشد و گرنه جز این ره به بیراهه خواهد برد .م سخن پایانی ما هستیم ، باید تحقق بخشیده شود . نه برای هواداری از یک شبکه سیاسی خارج از کشور و نه برای حمایت از یک شخص و یا یک گروه خاص . بلکه برای آزادی ایران و تحقق خواستهای ملی این کشور . ما هستیم نه یک شعار ، بلکه یک انگیزه و یک جهت نمایی است که راه و اصول را بر ما نمایان می سازد . این شعار ساده ، می تواند طوفانی باشد که نسل جوان و دانشجویان و فعالان سیاسی و مدنی و کارگران و جنبشهای آزادی خواهی زنان را در پشت خود داشته باشد . بر همین اساس بود که بنده نیز به نوبه خود تلاش کردم تا این تارنما را پس از مدتها و مشکلات فراوات راه اندازی کنم و هدفی را تحقق بخشم که شاید افراد بیشتری و گروه های بیشتری را دست کم در دنیای مجازی ، بخود جلب نماید . با اینکه این جنبش برخی از نظرها و باورهایم را برطرف نمی سازد و شاید هم نسازد ، اما بر این باور هستم که می شود با پشتیبانی از آن و همکاری و هم گامی با این نهضت مردمی ، وجهه ی مردمی آنرا واقعا تحقق بخشید و بیش ازپیش آنرا با معیارهای حقیقت طلبانه و آزادی خواهانه همراه ساخت . هر کس می تواند به طریقی این جنبش را یاری رساند و سهمی را ایفا نماید . این بود که من نیز چنین کردم و سعی خود را معطوف به گسترش این صدا در اینترنت نمودم تا شاید از این طریق نیز تلاشهای خوبی صورت پذیرد .م این جنبش می کوشد تا دست دولتمداران و سران ضد مردم رژیم مستبدی جمهوری اسلامی را از سر مردم کوتاه نماید و آنها را بیش از پیش رسوا نماید . این جنبش می کوشد تا به ایرانی بفهماند که تا خود او آستین را بالا نزند و تلاشی در جهت فهم حقایق و مشکلات و سختی ها ننماید ، مطمئنا بیگانگان کاری برای او نخواهند کرد و اگر هم از روی ناچاری ( در جهت منافع خویش ) حرکتی را سامان بخشند ، مطمئنا در دراز مدت به ضرر آنان ( ملت ایران ) خواهد بود . تا ما ملت برای آرمانها و خواستها و نیازها و آرزوهایمان بهایی نپردازیم ، نباید منتظر تحول و گشایشی در راستای منافع و خواستهایمان داشته باشیم که اگر چنین باشد ، انتظاری کاملا بی مورد و نا شایست می باشد و بس .م ما ملت باید که هم صدا و هم دل و هم قدم گردیم ، تا دیگر هموطنان نیز به این جنبش به پیوندند و حمایت های خویش را اعلام دارند . جز این اتفاق و اتحاد ، اندیشیدن به هر چیز جز وحدت و هم صدایی و هم اندیشی ، بی مورد و نا صواب خواهد بود .م پس هموطن ، تو نیز به نحوی اعلام دار که ماهستیم و می خواهیم که باشیم . این یعنی شجاعت تو و شجاعت به فرموده استاد سخن ، حکیم فردوسی بزرگ : "خداوند شجاعت را برای این به تو داده است که با آن به داد مظلوم برسی . " می باشد و یا بقول کانت ، "کسی که شجاعت را با تفکر در هم بیامیزد در هیچ کاری شکست نمی خورد ".و این نکته بسیار مهم و اساسی است . زیرا تفکر سازنده که همانطور که پیشتر عرض شد ، در این شعار موجود می باشد و همانا با قدرت و صیانت شما هموطن عزیز ، این مهم می تواند رنگ حقیقت و جلوه نمایی به خود ببیند و در عرصه جهانی متبلور گردد. این می شود و تحقق خواهد پذیرفت ، به شرطی که ایمان داشته و بر این عقیده باور مند باشیم . به شرطی که این نکته را جدی بگیریم و نگوییم که نمی شود و نمی توانیم به شرطی که با این حقیقت بزرگ که روزی مطمئنا به شکلی تحقق خواهد پذیرفت ، بر خوردی جدی نماییم و آنرا با دل و جان بپذیریم .م هموطن ، آیا تو نیز هستی ؟ بقول فرانس کافکا : "خود فرصت مهم نیست ، مهم استفاده درست از آن است " . این نکته واقعا مهم و تاریخ ساز است . این فرصت بدست آمده است، پیش از آنکه بدنبال نوع فرصت و شرایطی که این فرصت بدست آمده بحث و نظر و کار بیهوده انجام دهیم ، می توانیم از این فرصت بدست آمده کمال بهره را برده و این فرصت را به یک رویداد و حقیقت تبدیل کنیم . و یا بقول امانوءل کانت : " کسانی که از زندگی امروز می نالند ، آنانی هستند که فرصتهای دیروز را هدر داده اند " . ما به شهادت تاریخ معاصرمان ، مطئنا این نکته را دریافته ایم که یکی از فرصت سوز ترین مردمان در جهان دیروز و امروز بوده ایم . بیاییم و بیندیشیم که دیگر فرصت سوزی نکنیم و بار دیگر ، تلاشی نوین را با خونی تازه ، در رگهای این سرزمین کهن جریان بخشیم و در بهار آزادی ، بحث های نظری و فلسفی و حزبی و سیاسی را ادامه دهیم .م دریغا که ایران ، ویران بود تا ایران هست - ما هستیم به نقل از وبلاگ www.maa_hastim.blogfa.com
خدمت آقای همایون
با درود فراوان به شما وبا آرزوی سر فرازی ملت ایران وبا آرزوی استقرار دموکراسی وپیاده شدن هر آنچه که شما در بر نامهء جنبش ما هستیم دیروز یازدهم فوریه دوهزارنه درتلویزیون تحت عنوان منشور جنبش مطرح کردید .
من همان کومونیستی هستم که برای شما نامهء سر گشاده نوشتم .
امروز توضیحات شما در مورد برنامهء جنبش به من قبولاند که شخص شما وآن شش عضو کمیته ای که در ایران تشکیل شده اند انسانها ی دموکرات انقلابی هستند واز برنامهای مترقی وبورژوا دموکراتیک دفاع می کنند .من امیدوارم این منشور را کامل کرده وبه شکل مدون در اختیار جنبش قرار دهید تا رهگشای مبارزات ملی مردم ایران گردد .
بنا براین برنامه شما نتیجهء جمع بندیهای سالیان دراز جنبش دموکراتیک ملی ایران از صدر مشر وطیت تا کنون است که خونهای زیادی برای آن ریخته شده است . اما با کمال ادب بدون اینکه شما را آزرده خاطر کنم باید عرض کنم :
در بر خورد به سلطنت مواضع شما جانب دارانه است واز دیدگاه انتقادی بر خوردار نیست وشکست انقلاب ایران را نتیجه سالها دیکتا توری عنان گسیختهء دورا ن ستم شاهی نمی دانید واصولاٌ به انقلاب پنجاه وهفت به دیدهء تحقیر می نگرید .
به نظرم شکست انقلاب ایران نتیجهء سیاستهای سیاه دوران ستم شاهی ودیکتا توری وبر نامهء اصلاحات ارضی در ایران است که برای رشد سرمایه داری وابسته ونه ملی برای آب کردن تولیدات صنعتی غرب وبازار برای سرمایه داری غرب و به منظور تولید کارگر ارزان بنا به طرح کندی در ایران پیاده شده است . این سیاست درست است که قشر خورده مالک را بوجود آورده است وبخشی از دهقانان را از زیر ستم ما لکین رها سا خته است ولی هدف اصلی این طرح برای تولید کارگر ارزان بوده است ؛ در نتیجه می بینیم پس از اجرای این طرح هزاران دهقان از زمین کنده شده ودر حاشیهء شهرها زندگی انگل وار خودرا ادامه می دادند وهمین قشر انگلی در حاشیهء شهرها که اوقات فراغت خود را زیر پای منابر آخوند ها می گذراندند در انقلاب ایران نقش سر کوب را بازی کردند وهمه پشت سر خمینی رفتند وانقلاب بورژوا دموکراتیک مردم ایران را نا بود کردند وامروز بقایای آنها در سپاه وبسیج جمعند .
در بر نامه شما تاء کید روی سرما یه داری ایران است واز راه رشد سرمایه داری دفاع می کنید سوءال این است از کدام نوع سرمایه داری ؟
سرمایه داری ایران سرمایه داری انگلی وتجاری است که حلقوم سر مایه داری صنعتی را در تمام پروسه ء رشد سر مایه داری صنعتی در ایران می فشارد وآنرا خفه کرده است با علویت به سر مایه داری صنعتیست که برنامهء شما قابل تحقق است وگرنه با تکیه به سرمایه داری تجاری ونزول خواری ورانتی هیچ کدام از بر نامه های بورژوا دموکراتیک جنبش قا بل پیاده شدن نیست وسر آخر این جنبش مثل خمینی به فاشیسم می گراید فقط با رشد سرمایه داری صنعتی در خدمت کشاورزی صنعتی است که می توان به بر نامهء بورژوا دموکراتیک جنبش پاسخ گفت وگرنه ره به ترکستان است دولت آینده باید رشد صنایع را در خدمت کشاورزی قرار دهد تا خوراک وپوشاک مردم را تاء مین کند وکلاٌ بازرگانی وتجارت را ملی اعلان کند وخود آنچه که تو لید کرده است در توزیع کا لا ها نقش ایفا نماید وسرمایه داری تجاری را تا حد خرد کا هش دهد وسکان تولید صنعتی را در تجارت ورانتی به دست بگیرد . ونزول خواری وسرمایهء رانتی را نا بود کند .
در چارچوب رشد صنعتی است که می توان به مسئلهء ارضی وکشاورزی پاسخ گفت وجمعیت چهارده میلیونی تهران را به روستا ها فرستاد وکشاورزی ایران را احیا ء کرد وهوای آلودهء تهران را احیا کرد وبه بخش مسکن پاسخ گفت راه حل ترا فیک تهران نیازمند بر خوردی انقلابی به نظام سرمایه داری ایران است بدون احیای کشاورزی ایران با پشتوانه سرمایه ء صنعتی نمی توان به ترافیک تهران ؛ به هوای آلودهء تهران که سالیانه شانزده هزار انسان را نا بود می کند
؛ به مسئلهء آموزش ؛ ومسئلهء جمعییت ومسئلهء اعتیاد واشتغال مردم پاسخ گفت این مضحک وخنده آور است که مثل بازر گان برای حل تر ا فیک تهران فی المثل بتنهای سیمانی در خیا بانهای تهران نصب کنیم .
البته روح دموکراتیک شما مرا وا دار کرده است که نظرات خود را فرموله کرده برای شما بنویسم که چگونه می توانید از بر نامه های دموکراتیک خود پاسخ مثبت بگیرید .
در بر نامه نگاه شما به زن وحقوق انسانی او بسیار مترقی است ولی نباید به نفی جنبش فمینیستی در ایران منتهی شود چون مرد سالاری فر هنگیست که با اعلامیه وقانون گذراندن از صحنهء فضای سیاسی وفر هنگی ایران پا ک نمی شود وسالیان سال کار منسجم فر هنگی می خواهد در نتیجه جنبش فمینیستی در ایران را ما دیت می دهد ونباید فعالیت جنبش زنان را تحقیر کرد در پناه جنبش زنان است که دولت می تواند به زن به عنوان یک انسان نگاه کند وگرنه شعار است .
در نگاه شما به ملیتها نیم نگاهی است که حقوق دموکراتیک آنها را در مورد حق آموزش زبان ما دری در نظر می گیرد ولی مسئلهء ملیتها فقط زبان نیست عقب ماندگی اقتصادی آنها نیز هست که باید علویتهارا به آن داد وفقط از طریق اشتراک دموکراتیک ملیتها که به شکل گلهای رنگارنگ فضای سیاسی ایران را
پر کرده است قابل درک وحل است ولی تاریخ بورژوازی ایران تا کنون آن را سر کوب کرده است ودموکرات ترین رئیس جمهور در ایران یعنی بنی صدر دستور قتل عام کرد ها را داده است این مسئله بسیار مهم است که حتی دموکراتیک ترین عنصر بورژوازی دستش به خون ملتهای ایران آغشته است یعنی بورژوازی ایران قادر به حل مسئلهء ملی نیست ومسئلهء ملی راه حل سرمایه دارانه ندارد من این قسمت از بر نامهء شما رابه آینده موکول می کنم وقضاوتی نمی کنم تا ببینم چگونه تاریخ نشان می دهد .
از این تاریخ به برنامه شما احترام گذاشته ودر تبلیغ وترویجش کوشا خواهم بود وبا شما همراه خواهم شدوبه حد وسع وتوانم هر چند که در فقیر ترین لایهء جامعه زندگی میکنم کمک مالی خواهم کرد وبسیار خوشحال خواهم شد که مرا جزء خانوادهء جنبش ما هستیم منظور نمائید زیرا که معتقدم اگرنظام عا دلانه ای در ایران به خواهد مستقر شود باید از جنبش ما هستیم بگذرد وبه آن یاری دهد واز این جنبش که در تمام لایه های ایران دارد نفوذ می کند دفاع کند .
درود به ملت ایران دورو د به تمام آزادیخواهان که به جنبش ما هستیم کمک ویاری میرسانند ودورد به آزادی . پیروز وسر فراز باشید
دوازدهم فوریه دو هزارونه
علی یحیی پور سل تی تی
+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت
0:47 |