تبليغاتX
جنبش ملی ما هستیم

 

 

چهارشنبه سوري 

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

 

 

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است

    

مراسم چهارشنبه سوري 

 

بوته افروزي 

 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

مراسم كوزه شكني 

مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين  مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم  به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.   

 

همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت

 

فال گوش نشيني 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

   قاشق زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

 

آش چهارشنبه سوري  

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

 

تقسيم آجيل چهارشنبه سوري

زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.

 

 گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است

پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند 

مراسم ديگري مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد

 


 

   تحريف آيين چهارشنبه سوري

 

يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نطير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 

بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند

 

 

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 21:7 |
+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 21:57 |
+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 22:45 |

 

 

 

ما نان می خواهیم

پنجشنبه های مقدس

پنجشنبه ای دیگر در مقابل نانواییهای سراسرکشور   یکم اسفند

ساعت پنج بعداز ظهر

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 20:38 |
به ابتکار همرز م مان کرمانشاهی از سوید

یک هفته شعار نویسی در سراسر کشور از ۲۴ بهمن ماه تا یکم اسفند ماه

 با هم می نویسیم و فریاد سر می دهیم چرا نباشیم ؟؟ما باید باشیم دنیا باید بفهمد  ما بودیم و هستیم ومی خواهیم بمانیم

                ما هستیم

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 و ساعت 20:7 |

چندنکته در مورد حنبش ما هستیم

به نظر من در طول سالها مبارزۀ مردم ازادی خواه با جمهوری اسلامی تنها جنبشی که توانسته در جهات مختلف به توفیق و دستاوردهای اعجاب انگیزی دست یابد، جنبش ملی ماهستیم است و قاعدتاً نتیجۀ همت و پشتیبانی هزاران خانوادۀ خارج از کشور – نه فقط حمایت مالی بلکه حضور فیزیکی – بود که توانست شوق و شور را در دلهای مردم ایران بوجود اورد، تا با یاری و همبستگی در مقابل این رژیم جنایت کار ایستادگی کنند. فراموش نکنیم که ما در مقابل یک حکومت با تشکیلات و تجهیزات قوی ایستاده ایم و پیروزی در این نبرد بسیار دشوار است. اما تفاوت های اساسی بین ما و جمهوری اسلامی وجود دارد که درصد بالای پیروزی ما را تصدیق میکند، از جمله اینکه مبارزۀ ما متکی و مبتنی بر باور و اعتقاد ماست ولی مزدوران حکومت به واسطه پول و مواجبی که دریافت میکنند، به مقابلۀ ما میایند و هراینه محتمل است به نظام پشت کرده و به ما بپیوندند. اگر به سیاست های رژیم و وزارت اطلاعات عنایت داشته باشیم، متوجه حیله و ترفندهای انان می شویم که چگونه تمام جنبش های سیاسی داخلی و اپزوسیون را تار و مار کردند و با نفوذ خود در بین افراد نفاق و چند دسته گی ایجاد کردند و چه بسا حرکت های تقلبی و کاذبی را به موازات جنبش های راستین و حقیقی اقامه کردند تا به نوعی حرکت های ازادی بخش را کم رنگ جلوه دهند و یا امید مردم را نسبت به اشخاص ازادیخواه از بین ببرند. با تجاربی که سالها از این رخدادها کسب نمودیم باید با عقل و درایت کار را پیش ببریم و نگذاریم حتی یک لحظه، یک مرتبه، از سُستی یا خطای ما استفاده کنند.
بدون شک یکی از مشکلات اساسی ما همواره اطلاع رسانی در بین تودۀ مردم می باشد و با اینکه اکثر مردم از حکومت ناراضی اند ولی توان یا شهامت اظهار ان را ندارند و توجه داشته باشیم که تنها راه ما انقلاب نیست و برگشت به اتفاق سال 57 و انقلابی دیگر معقول به نظر نمی اید و به نظر من باید به اندازه ای فشار بر جمهوری اسلامی وارد کنیم که ناگزیر به رفراندم ازاد تحت نظارت سازمان ملل تن دهد و یا دست به تغییر قانون اساسی ببرد و با اصلاحات اساسی ماهیت رژیم تغییر یابد. انقلاب تنها راه نجات ما نیست و رسیدن به ازادی و پیروزی به زودی و سهولت میسر نیست و شاید سالها به طول انجامد و ما هیچ گاه نباید به زمان و موقع پیروزی فکر کنیم بلکه فقط و فقط در فکر پیروزی و رسیدن به ازادی باشیم و مدام به خود بگوییم ما می خواهیم به ازادی برسیم و باید برسیم، زمان وقوع ان مهم نیست. مطلب دیگری که حائز اهمیت است فعالیت ما اعضای جنبش برای توسعۀ شعار و هویت این جنبش در قالب شعارنویسی و شعر و نقاشی و موزیک و مقاله و هر نوع طرحی که در جامعه مورد استقبال مردم می باشد قرار دهیم و باید بُعد و نِمای هنری و فرهنگی و اجتماعی به جنبش بدهیم تا اذهان مردم را از انقلاب و شورش و اضطراب در امان بدارد و به نوعی، مورد اعتماد مردم قرار گیرد. اگر اخلاقی کردن رفتار و فعالیت های احزاب در طول تاریخ با موفقیت چندانی روبه رو نبوده است، در حال حاضر و در شرایط اجتماعی ما و عملکرد جمهوری اسلامی، میتواند در جنبش ما تأثیر عمیق و مطلوبی داشته باشد و اگر با وضع اجتماعی مردم ایران اشنایی داشته باشیم این نکته قابل درک است که مردم امروز ایران به واسطۀ انقلاب 57 و اثرات ان، چندان خاطر خوشی از انقلاب و شورش و اغتشاش ندارند و بر همین اساس از هر نوع تظاهرات و اعتراض خشونت امیزی احتراز میکنند، مضافاً عکس العمل جمهوری اسلامی به مراتب از اعتراضات خشونت امیز مردم بیشتر و شدید تر است. منظور من از اخلاقی کردن فعالیت های جنبش همان مبارزات مدنی و فرهنگی میباشد و این نکته در همۀ فعالیتها و تجمعات مردم، طی چند ماه گذشته ملحوظ شده است و جمهوری اسلامی که همیشه و همواره مخالفان را به بهانۀ دین ستیز و تجزیه طلب و برچسب های زیرکانه از صحنه بیرون رانده، امروز درگیر یک جنبشِ بیرون از دایرۀ سیاستهای خود شده و از سرگشتگی و سردرگمی راه مقابله با ان را در توان خویش نمی بیند. به همین منظور ممکن است هدف ما به تعویق بیوفتد و نباید هیچ ناامیدی و اختلالی در تحقق ارمان و هدف ما رخنه کند. نکتۀ دیگر این است که اگر ما خواهان ازادی و دموکراسی هستیم و متناسب با ارمان خود پای در این میدان می گذاریم، از انجام هیچ گونه عملی دریغ نکنیم و ترس و واهمه ای از دستگیر شدن و به زندان افتادن نداشته باشیم و فراموش نکنیم که این جنبش از انِ ماست – هر یک از ما – و متعلق به اقای همایون و اقای بیک زاده و غیره نمی باشد پس اگر کاری انجام می دهیم بخاطر ارمان و هدف شخص ماست. اگر پیروز شویم، پیروزی از ان ماست، اگر به زندان افتادیم مقصر کسی نیست. ما باید یاد بگیریم برای ارمان و اهدافمان هزینه و بهاء بدهیم. ازادی خُورش قیمه و سبزی نیست که مجانی در روضه خوانی ها بگیریم،... باید با چنگ و دندان بدست اوریم. اگر در تجمعی شرکت میکنیم برای خوشی و خرسندی اقای همایون نیست بلکه برای ارمان و هدف خودمان است. بسیاری هستند ناخوداگاه یا اگاهانه! اقای همایون را فراتر از مسئولیت و جایگاهشان قلمداد میکنند. در صورتی که اگاهانه باشد بدون تردید از سوی جمهوری اسلامی است. و گاهی مردم از سر محبت و اظهار عشق و علاقه صفاتی نادرست را به ایشان نسبت میدهند که جمهوری اسلامی سوءاستفاده های بسیاری میکند و ممکن است با تشبث به این صفات در بین دوستان ایشان و همکارانش نفاق بیندازد. اقای همایون شخصی محترم و شریف است که این جنبش به مدد ایشان صورت گرفته و با همکاری و درایت ایشان ادامه میابد این نکته ایست که اقای همایون نیز متذکر شده است و بعد از این نیز به حرفۀ شریف خود، روزنامه نگاری خواهند پرداخت.
یاران باید به ارمانهای جنبش باور داشته و در جامعه از اعمال و رفتار نمونه و شایسته برخوردار باشند و از دروغ و تزویر و خشونت به کلی پرهیز کنند و بدون هیچ خوفی از حقیقت دفاع کنند. جوانان باید قطعاً حضور و شرکت خود را در تجمعات به اطلاع پدر و مادر خویش برسانند و رضایت انان را کسب کنند. در غیر این صورت حضور انان هیچ ارزشی ندارد و قرار و پیمان ما اینست که رفتار درست و صحیح را از خود شروع کنیم و حکومت را نیز وادار به انجام ان کنیم و هراینه اگر ما خود قانون شکنی کنیم، نمی توانیم هیچ انتظار و توقعی از رفتار درست حکومت داشته باشیم.

اداامه دارد به نقل ازحنبش ملی ماهستیم

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 4:48 |
چرا ما هستیم

این نکته برای بنده ، به شخصه بسیار مهم و تاثیرگذار بود و هست که آیا شهرام همایون و هم پیمانان اش ، انگیزه ای درست ، آنطور که من و هم نسلان من بدان می اندیشند دارد ، یا خیر ، او نیز یک سرابی است که مدتی دل تشنگان راه آزادی را آرام می کند و امدیوار ، اما زمانیکه با تنی خسته و رنجور خود را در مسیر این جاده پر مخاطره جلو کشیدیم ، خواهیم فهمید که این شعار و تلاش نیز تنها یک سراب خواهد بود و حسرت جرعه ای آب را بر گلوی خشکمان خواهد نشاند !م .گرچه طی تقریبا یک سالی که این تلویزیون را مشاهده می کردم ، بیشترین و بهترین تجربیات را کسب کردم و بر دانش سیاسی و آگاهی های تاریخی ام افزوده گشت ، اما همچنان مشتاق بودم تا بدانم آخر و عاقبت این رسانه بکجا خواهد رسید و چه خواهد شد . تا اینکه شعار ما هستیم به یکباره در این رسانه مطرح شد و شخص آقای همایون خود بعنوان یک تئوریسین ، این شعار را مطرح نمود و عده ی کثیری را با خود هم داستان نمود . در ان برهه ، تلویزیون جمهوری اسلامی همه تلاشهای خود را معطوف به کانال یک نمود و تنها این یک شبکه را مورد هجوم خود قرار داد و حتا برای من سئوال بود که چگونه است که بسیاری از رسانه های به اصطلاح ضد انقلاب قدیمی نیز وجود دارند ، اما تنها این «کانال یک» است که باید مورد هجوم قرار گیرد !؟! در آن هنگام هنوز تظاهراتی براه نیفتاده بود و هنوز این شعار ابتدایی ترین روزهای خود را طی می نمود . گرچه بعدها شاهد آن بودیم که چگونه برخی از شبکه های سیاسی و به اصطلاح آزای خواه با کانال یک چنین کردند ( طبق ادعاهای کانال یک و شواهدی که گویا از صحت این برخوردها و تلاشها سخن می گویند ) و اصولا اقدامی صورت گرفت تا این شبکه از روی هاتبرد بیرون افتاده و مدتی صدا و تصویر آن تاریک گردد.م گرچه تمامی این رویدادها برای بنده حجت نبوده و نیست . تنها چیزی که برای من مفید و مهم بود ، این بود که در مقایسه این شبکه با سایر شبکه های ماهواره ای و لس آنجلسی ، این شبکه با وجود تجربیات و امکانات محدود و کم اش ، توانست بیشترین گام را جهت تحقق بخشیدن به اصول اساسی تحلیل و واقع گرایی بر دارد . یعنی به زعم بنده ، توانست کاری را کند که دایه داران و مدعیان پیش از آن حتی نتوانستند اندکی از آنها را تحقق بخشند . اینکه به مسائل تاریخی و علل خصوص تاریخ معاصر سیاسی ایران پرداختن و با کمترین غرض ( اگر کاملا بی طرفانه بنگریم ) و سوء نیت ها جهت خوراندن باورها و تحلیل های خود به بیننده ، و همچنین با آوردن شخصیت هایی که بیشترین تاثیر را بر بیننده ایرانی داشته اند و همچنین پا فشاری بر این نکته که این ایرانی است که باید حقوق خود را مطالبه کند و بر حق خویش بایستد و اندکی عقب نشینی نکند . اینکه سرمایه برنامه ها باید از طریق بیننده کسب گردد و نه یک حاکمیت خاص و یا یک دولت خارجی و یا یک و یا چند سرمایه دار و برنامه ساز نا شناس و ... که جزع بزگترین نکاتی بودند که اگر درست و حقیقی بوده باشند ( که امیدوارم چنین بوده باشند ) می توانند روزنه امیدی برای مردم دیر جوش و دل زده از سیاست و فعالیت سیاسی باشند .م شهرام همایون آهنگ درخواستی پخش نکرد و در حین دادن شعار های سیاسی ، تبلیغات شرکتهای تحت حمایت جمهوری اسلامی را پخش ننمود ! . این کاری بوده و هست که بیشترین شبکه های موسوم به ضد انقلاب سالهاست که مشغول انجام دادن آن می باشند و متاسفانه دست از چنین کارهایی هم بر نمی دارند . در شبکه او ، کسی فحاشی نکرد و سخنان چرند و بی ربط نگفت . اگر اشتباهی صورت پذیرفت و سخنی نادرست بیان شد ، یا تصحیح شد و یا از الزامات برنامه های زنده و سیاسی و اپوزوسیونی بود که به روشنی بر بیننده مشخص بود. از یک و یا چند طیف خاص سیاسی و حزب و دسته ای خاص ، حمایت نشد و مهمتر انکه برای کسی خط و مشی ترسیم نکردند . به اعتقادات و باورهای مردم توهین نشد و جای خرافات و تعصبات و تخیلات به اصطلاح مذهبی ، با روشن گری ، با نقد و بیان اصولی دینی و مذهبی ، تا حدودی تمیز داده شد و باور شخص آقای همایون این بود که بتواند جایگاه اصولی مذهب را با دعوت از دگراندیشان و باورمندان مذهبی روشن اندیش ، به مردم نشان دهد . همین نکته ساده و قابل فهم را بسیاری از شبکه ها رعایت نکردند و بسیاری از آنان مستقیما و از قصد ، طوری مورد ارزیابی قرار دادند که بعنوان دین ستیزی و مواجهه مستقیم با دین و مذهبی خاص منجر شد . کاری که هیچ کس از یک تحلیلگر سیاسی انتظار نداشته و نخواهد داشت .م با اینکه بنده فکر می کنم آقای همایون و همکاران اش ، ( دست کم بخشی از ایشان ) علاقه مند به یک رژیم سلطنتی سالم می باشند و چنین می اندیشند ، اما هیچگاه شاهد آن نبوده ام که چنین تعریفی مستقیم و بی پرده به بیننده القا شود و بعنو.ان یک تبلیغ سیاسی به مردم خورانده شود . با اینکه بسیاری از مردم در داخل کشور ، از یک شبکه ماهواره ای سیاسی ، چنین پیش زمینه ای دارند و اصولا آنها را هواداران سلطنت و رژیم پیشین می شناسند (مگر اینکه خلافش ثابت شود ! ) بنابر این بنده فکر می کنم این شبکه توانست حداقل هایی را فراهم آورد تا مخاطبان دگر اندیش و دست کم ضد سلطنت نیز همراه و هم داستان گردند و این شبکه را یاری رسانند . گرچه بنده واقعا مطمئن نیستم که این شبکه چنین رویکردی را دارد و اصولا به نظامی خاص می اندیشد اما از این نکته کاملا مطمئن می باشم که چنانچه این مسیر بخواهد ادامه یابد و این جنبش روزبروز گسترش یابد و همه آحاد ملت و گروه ها و فعالان را بخود جلب نماید ، نیازمند این است که صدای ایران و تمامی نحله های فکری و عقیدتی و حزبی و اجتماعی و فرهنگی ایران باشد و گرنه جز این ره به بیراهه خواهد برد .م سخن پایانی ما هستیم ، باید تحقق بخشیده شود . نه برای هواداری از یک شبکه سیاسی خارج از کشور و نه برای حمایت از یک شخص و یا یک گروه خاص . بلکه برای آزادی ایران و تحقق خواستهای ملی این کشور . ما هستیم نه یک شعار ، بلکه یک انگیزه و یک جهت نمایی است که راه و اصول را بر ما نمایان می سازد . این شعار ساده ، می تواند طوفانی باشد که نسل جوان و دانشجویان و فعالان سیاسی و مدنی و کارگران و جنبشهای آزادی خواهی زنان را در پشت خود داشته باشد . بر همین اساس بود که بنده نیز به نوبه خود تلاش کردم تا این تارنما را پس از مدتها و مشکلات فراوات راه اندازی کنم و هدفی را تحقق بخشم که شاید افراد بیشتری و گروه های بیشتری را دست کم در دنیای مجازی ، بخود جلب نماید . با اینکه این جنبش برخی از نظرها و باورهایم را برطرف نمی سازد و شاید هم نسازد ، اما بر این باور هستم که می شود با پشتیبانی از آن و همکاری و هم گامی با این نهضت مردمی ، وجهه ی مردمی آنرا واقعا تحقق بخشید و بیش ازپیش آنرا با معیارهای حقیقت طلبانه و آزادی خواهانه همراه ساخت . هر کس می تواند به طریقی این جنبش را یاری رساند و سهمی را ایفا نماید . این بود که من نیز چنین کردم و سعی خود را معطوف به گسترش این صدا در اینترنت نمودم تا شاید از این طریق نیز تلاشهای خوبی صورت پذیرد .م این جنبش می کوشد تا دست دولتمداران و سران ضد مردم رژیم مستبدی جمهوری اسلامی را از سر مردم کوتاه نماید و آنها را بیش از پیش رسوا نماید . این جنبش می کوشد تا به ایرانی بفهماند که تا خود او آستین را بالا نزند و تلاشی در جهت فهم حقایق و مشکلات و سختی ها ننماید ، مطمئنا بیگانگان کاری برای او نخواهند کرد و اگر هم از روی ناچاری ( در جهت منافع خویش ) حرکتی را سامان بخشند ، مطمئنا در دراز مدت به ضرر آنان ( ملت ایران ) خواهد بود . تا ما ملت برای آرمانها و خواستها و نیازها و آرزوهایمان بهایی نپردازیم ، نباید منتظر تحول و گشایشی در راستای منافع و خواستهایمان داشته باشیم که اگر چنین باشد ، انتظاری کاملا بی مورد و نا شایست می باشد و بس .م ما ملت باید که هم صدا و هم دل و هم قدم گردیم ، تا دیگر هموطنان نیز به این جنبش به پیوندند و حمایت های خویش را اعلام دارند . جز این اتفاق و اتحاد ، اندیشیدن به هر چیز جز وحدت و هم صدایی و هم اندیشی ، بی مورد و نا صواب خواهد بود .م پس هموطن ، تو نیز به نحوی اعلام دار که ماهستیم و می خواهیم که باشیم . این یعنی شجاعت تو و شجاعت به فرموده استاد سخن ، حکیم فردوسی بزرگ : "خداوند شجاعت را برای این به تو داده است که با آن به داد مظلوم برسی . " می باشد و یا بقول کانت ، "کسی که شجاعت را با تفکر در هم بیامیزد در هیچ کاری شکست نمی خورد ".و این نکته بسیار مهم و اساسی است . زیرا تفکر سازنده که همانطور که پیشتر عرض شد ، در این شعار موجود می باشد و همانا با قدرت و صیانت شما هموطن عزیز ، این مهم می تواند رنگ حقیقت و جلوه نمایی به خود ببیند و در عرصه جهانی متبلور گردد. این می شود و تحقق خواهد پذیرفت ، به شرطی که ایمان داشته و بر این عقیده باور مند باشیم . به شرطی که این نکته را جدی بگیریم و نگوییم که نمی شود و نمی توانیم به شرطی که با این حقیقت بزرگ که روزی مطمئنا به شکلی تحقق خواهد پذیرفت ، بر خوردی جدی نماییم و آنرا با دل و جان بپذیریم .م هموطن ، آیا تو نیز هستی ؟ بقول فرانس کافکا : "خود فرصت مهم نیست ، مهم استفاده درست از آن است " . این نکته واقعا مهم و تاریخ ساز است . این فرصت بدست آمده است، پیش از آنکه بدنبال نوع فرصت و شرایطی که این فرصت بدست آمده بحث و نظر و کار بیهوده انجام دهیم ، می توانیم از این فرصت بدست آمده کمال بهره را برده و این فرصت را به یک رویداد و حقیقت تبدیل کنیم . و یا بقول امانوءل کانت : " کسانی که از زندگی امروز می نالند ، آنانی هستند که فرصتهای دیروز را هدر داده اند " . ما به شهادت تاریخ معاصرمان ، مطئنا این نکته را دریافته ایم که یکی از فرصت سوز ترین مردمان در جهان دیروز و امروز بوده ایم . بیاییم و بیندیشیم که دیگر فرصت سوزی نکنیم و بار دیگر ، تلاشی نوین را با خونی تازه ، در رگهای این سرزمین کهن جریان بخشیم و در بهار آزادی ، بحث های نظری و فلسفی و حزبی و سیاسی را ادامه دهیم .م دریغا که ایران ، ویران بود تا ایران هست - ما هستیم به نقل از وبلاگ www.maa_hastim.blogfa.com

 

خدمت آقای همایون

با درود فراوان به شما وبا آرزوی سر فرازی ملت ایران وبا آرزوی استقرار دموکراسی وپیاده شدن هر آنچه که شما در بر نامهء جنبش ما هستیم دیروز یازدهم فوریه دوهزارنه  درتلویزیون تحت عنوان منشور جنبش   مطرح کردید .

من همان کومونیستی هستم که برای شما نامهء سر گشاده نوشتم  .

امروز توضیحات شما در مورد برنامهء جنبش  به من قبولاند که شخص شما وآن شش عضو کمیته ای که در ایران تشکیل شده  اند انسانها ی دموکرات انقلابی هستند واز برنامهای مترقی وبورژوا دموکراتیک دفاع می کنند .من امیدوارم این منشور را کامل کرده وبه شکل مدون  در اختیار جنبش قرار دهید تا رهگشای مبارزات ملی  مردم ایران گردد .

بنا براین  برنامه شما نتیجهء جمع بندیهای سالیان دراز جنبش دموکراتیک ملی ایران از صدر مشر وطیت تا کنون است که خونهای زیادی برای آن ریخته شده است . اما با کمال ادب بدون اینکه شما را آزرده خاطر کنم باید عرض کنم :

در بر خورد به سلطنت مواضع شما جانب دارانه است  واز دیدگاه انتقادی بر خوردار نیست وشکست انقلاب ایران را نتیجه سالها دیکتا توری عنان گسیختهء دورا  ن ستم شاهی نمی دانید واصولاٌ به انقلاب  پنجاه وهفت به دیدهء تحقیر می نگرید .

 به نظرم شکست انقلاب ایران نتیجهء سیاستهای سیاه دوران ستم شاهی ودیکتا توری  وبر نامهء اصلاحات ارضی در ایران است که برای رشد سرمایه  داری وابسته ونه ملی برای آب کردن تولیدات صنعتی غرب وبازار برای سرمایه داری غرب و به منظور تولید کارگر ارزان بنا به طرح کندی در ایران پیاده شده است . این سیاست درست است که قشر خورده مالک را بوجود آورده است وبخشی از دهقانان را از زیر ستم ما لکین رها سا خته است ولی هدف اصلی این طرح برای تولید کارگر ارزان بوده است ؛ در نتیجه می بینیم پس از اجرای این طرح هزاران دهقان از زمین کنده شده ودر حاشیهء شهرها زندگی انگل وار خودرا ادامه می دادند وهمین قشر انگلی در حاشیهء شهرها که اوقات فراغت خود را زیر پای منابر آخوند ها می  گذراندند در انقلاب ایران نقش سر کوب را بازی کردند وهمه پشت سر خمینی رفتند وانقلاب بورژوا دموکراتیک مردم ایران را نا بود کردند وامروز بقایای آنها در سپاه وبسیج جمعند .

در بر نامه شما تاء کید روی سرما یه داری ایران است واز راه رشد سرمایه داری دفاع می کنید سوءال این است از کدام نوع سرمایه داری ؟

سرمایه داری ایران سرمایه داری انگلی وتجاری است که حلقوم سر مایه داری صنعتی را در تمام پروسه ء رشد سر مایه داری صنعتی در ایران  می فشارد وآنرا خفه کرده است با علویت به سر مایه داری صنعتیست که برنامهء شما قابل تحقق است وگرنه با تکیه به سرمایه داری تجاری ونزول خواری ورانتی هیچ کدام از بر نامه های بورژوا دموکراتیک جنبش قا بل پیاده شدن نیست وسر آخر این جنبش مثل خمینی به فاشیسم می گراید فقط با رشد سرمایه داری صنعتی در خدمت کشاورزی صنعتی است که  می توان به بر نامهء بورژوا دموکراتیک جنبش پاسخ گفت وگرنه ره به ترکستان است دولت آینده باید رشد صنایع را در خدمت کشاورزی قرار دهد تا خوراک وپوشاک مردم را تاء مین کند وکلاٌ بازرگانی وتجارت را ملی اعلان کند وخود آنچه که تو لید کرده است در توزیع کا لا ها نقش ایفا نماید وسرمایه داری تجاری را تا حد خرد کا هش دهد وسکان تولید صنعتی را در تجارت ورانتی به دست  بگیرد . ونزول خواری وسرمایهء رانتی را نا بود کند .

در چارچوب رشد صنعتی است که  می توان به مسئلهء ارضی وکشاورزی پاسخ گفت وجمعیت چهارده میلیونی تهران را به روستا ها فرستاد وکشاورزی ایران را احیا ء کرد وهوای آلودهء تهران را احیا کرد  وبه بخش مسکن پاسخ گفت راه حل ترا فیک تهران نیازمند بر خوردی انقلابی به نظام سرمایه داری ایران است بدون احیای کشاورزی ایران با پشتوانه سرمایه ء صنعتی نمی توان به ترافیک تهران ؛ به هوای آلودهء تهران که سالیانه شانزده هزار انسان را نا بود می کند

؛ به مسئلهء آموزش ؛ ومسئلهء جمعییت  ومسئلهء اعتیاد واشتغال مردم پاسخ گفت  این مضحک وخنده آور است که مثل بازر گان برای حل تر ا فیک تهران فی المثل  بتنهای سیمانی در خیا بانهای تهران نصب کنیم .

البته روح دموکراتیک شما مرا وا دار کرده است که نظرات خود را فرموله کرده برای شما بنویسم که چگونه می توانید از  بر نامه  های دموکراتیک خود پاسخ مثبت بگیرید .

در بر نامه نگاه شما به زن وحقوق انسانی او بسیار مترقی است ولی نباید به نفی جنبش فمینیستی در ایران منتهی شود چون مرد سالاری فر هنگیست که با اعلامیه وقانون گذراندن از صحنهء فضای سیاسی  وفر هنگی ایران پا ک نمی شود وسالیان سال کار منسجم فر هنگی می خواهد در نتیجه جنبش فمینیستی در ایران را ما دیت می دهد ونباید فعالیت جنبش زنان را تحقیر کرد در پناه جنبش زنان است که دولت می تواند به زن به عنوان یک انسان نگاه کند وگرنه شعار است .

در نگاه شما به ملیتها نیم نگاهی است که حقوق دموکراتیک آنها را در مورد حق آموزش زبان ما دری در نظر می گیرد ولی مسئلهء ملیتها فقط زبان نیست عقب ماندگی اقتصادی آنها نیز هست  که باید علویتهارا به آن داد وفقط  از طریق اشتراک دموکراتیک ملیتها که به شکل گلهای رنگارنگ فضای سیاسی ایران را

پر کرده است قابل درک وحل است ولی تاریخ بورژوازی ایران  تا کنون آن را سر کوب کرده است ودموکرات ترین رئیس جمهور در ایران یعنی بنی صدر دستور قتل عام کرد ها را داده است  این مسئله بسیار مهم است که حتی دموکراتیک  ترین عنصر بورژوازی دستش به خون ملتهای ایران آغشته است یعنی بورژوازی ایران قادر به حل مسئلهء ملی نیست ومسئلهء ملی راه حل سرمایه دارانه ندارد  من این قسمت از بر نامهء شما رابه آینده موکول می کنم وقضاوتی نمی کنم  تا ببینم چگونه تاریخ نشان می دهد .

از این تاریخ به برنامه  شما احترام گذاشته ودر تبلیغ وترویجش کوشا خواهم بود وبا شما همراه خواهم شدوبه حد وسع وتوانم  هر چند که  در فقیر ترین لایهء جامعه زندگی میکنم کمک مالی خواهم کرد وبسیار خوشحال خواهم شد که مرا جزء خانوادهء جنبش ما هستیم منظور نمائید زیرا که معتقدم اگرنظام عا دلانه ای در ایران  به خواهد مستقر شود باید از جنبش ما هستیم  بگذرد وبه آن یاری دهد واز این جنبش که در تمام لایه های ایران دارد نفوذ می کند دفاع کند .

 درود به ملت ایران دورو د به تمام آزادیخواهان که به جنبش ما هستیم کمک ویاری میرسانند ودورد به آزادی . پیروز وسر فراز باشید

                                                دوازدهم فوریه دو هزارونه

                                                علی یحیی پور سل تی تی

 

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 0:47 |
تبریک به یاران واحد گروه سیمرغ حنبش ملی مردمی ماهستیم که دلاورانه در مرگز سیمای جمهوری آخوندبا آفرینش حماسه ای شگرف شعار جنبش ملی ماهستیم با طرحی زیبا بمدت یک ساعت و نیم در کنار لو گوی شبکه دو ویک ان در هنگام گزارش مونتاژی و دورغین ۲۲بهمن شعار ماهستیم را قرا ر داده تا ثابت کنند که این رزیم ضربه پذیرست فقط کمی همت وجنبش از غیور انسانهای ایران زمین  کافی که طومار هر چه طلم وستم را ریشه کن کند مشاهده تصویر

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 23:12 |
ما نان می خواهیم

 

۲۴ بهمن روز پنجشنبه ساعت پنج بعداز ظهر

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 15:22 |
 

 

 

 

 

ما هم نان می خواهیم  تنها نخور حرام است که بچه های ایران گرسنه بماند و احمدنژاد

خروشی دیگر بر علیه نان دزدان وطن و  غارتگرا ن اموال مردم

پنجشنبه ۲۴ بهمن ساعت  پنج بعداز ظهر  مقابل  نانواییهای سراسر کشور

                ما هم نان می خواهیم دولت مهرورز

 

 

 

+ نوشته شده توسط بهار-آزاد در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 21:58 |